محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

تنبيه الغافلين 66

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

چشمش ار افتد به‌يار دلفريب * در وصالش حيله‌ها جويد عجيب در جمالش گه نظاره مىكند * گاه بهرش استخاره مىكند صورتش منكَر ولى سيرت ببين * خوش خط وخال است مار نازنين املس وصافى وبرّاق است ليك * مىزند گر فرصتش دادى تونيك غافل از حق ذاهل « 1 » از دين بىخرد * بر در هر ظالمى رو آورد پوس تختش گر بيفتد پيش در * تنگ سازد راه را بر رهگذر اين نجاست كى شود از راه دور * تا نگيرد زر از آن خواجه به‌زور پيره‌زن حلوا اگر سازد درون * بر درش ناگه قيامٌ ينظرون « 2 » تا نگيرد چون رود زان دربدر * ورنه بوقش مىكند صد گوش كر

--> ( 1 ) - / خارج ( 2 ) - / يعنى : اگر پيرزنى در داخل خانه حلوائى درست كند ناگهان قلندران به نظاره بر درِ خانه مىايستند